اس ام اس هاي عاشقانه حميدخياط عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط می گه تو قلب من زندگی میکنی؟ عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی؟ عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط میگه دوستت دارم . عشق خیلی
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
دلم نگارم را ميخواهد ولي حيف....باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری دلبرم ، دخترِ مهتاب ، تو هم بیداری ؟گل شب بوی غزل ریز ، مزاحم نشوم ؟وقت داری کمی از روی غمم برداری ؟می شود دست به بغضم بکشی ؟ بی زحمت
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
تقدیم به همه مادران دنیا ...آدما تا وقتی کوچیک هستندوست دارن برای مادرشون هدیه بخرناماپول ندارنوقتی بزرگتر میشن پول دارناماوقت ندارن وقتی هم که پیر میشن پول دارنوقت هم دارن اما مادر ندارن مادر تنها کس
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
لحظه های عاشقیمی شود امشب میانِ لحظه های عاشقیدست در دستانِ من , دعوت به یک رقصم کنیامشب از لبهای خود جای شرابِ قرمزیمُرده ام , شاید که شد با بوسه ای “هستم” کنی!
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
عشق یعنی در تو من معنا شومعشق یعنی در تو من معنا شومعشق یعنی با تو من دریا شومعشق یعنی قطره ای بر گل نشستعشق یعنی مهر تو بر دل نشستعشق یعنی سیب سرخ انتظارعشق یعنی بی تو ، من امری محالعشق یعنی یک سبد ب
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
دلم گرفتهدلتنگ شده امنمیدانم ! شاید برای تویا شاید برای دیروزهایی که باتو گذشتاز ایـــــنجاصدایت میـــــکنم !تو از آنــــــجا بغلم کن !دلــــم گرفــــته
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی

عشقت کرده ویرانم

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم
دو چشمان قشنگت ، آتشی افکنده بر جانم
تو ای مه روی زیبایم ، بکش دست نوازش را
که همچون بره آهویی ، دوچشمت کرده حیرانم
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شودگاهی نفس به تیزی شمشیر می شوداز هرچه زندگیست دلت سیر می شودگویی به خواب بود جوانیمان گذشتگاهی چه زود فرصتمان دیر می شودکاری ندارم آنکه کجایی چه می کنیبی عشق سر مکن که دل
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
وقتی خدایی دارمپادشاهی درویشی را به زندان انداخت،نیمه شب خواب دید که بیگناه است،پس او را آزاد کرد،پادشاه گفت حاجتی بخواه،درویش گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا از بند رها کنی،
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی
خدایا عزيزم رو به تو میسپارم نگهدارش باشچشمانت را برای زندگی می خواهماسمت را برای دلخوشی می خوانمدلت را برای عاشقی می خواهمصدایت را برای شادابی می شنومدستت را برای نوازش می خواهمپایت را برای همراهی می
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی